در سال 1998، مقالهاي در Nature چاپ ميشود که مفهومي به نام small-world network را معرفي ميکند که بسيار مرتبط با وضعيت فعليي orkut و احتمالا خيلي شبکههاي اجتماعيي ديگرست. قصهاش يک چنين چيزيست:
فرض کن شبکهي ارتباطياي داشته باشي (حالا چه نوعي شبکهي اجتماعي باشد و چه هر چيز ديگري) که هر کسي تنها با تعدادي از همسايههاي مجاورش ارتباط داشته باشد. فاصله دو شخص خاص در اين شبکه ميتواند بسيار دور باشد، اما در عوض هر کسي ميتواند حس گروه بودگي با ديگران داشته باشد: تو با ده همسايهي مجاورت يک گروه هستي. حالت ديگر اين است که شبکهاي وجود داشته باشد که هر کسي به طور اتفاقي به ديگران متصل باشد. در اين شرايط، فاصلهي دو آدم اتفاقيي مختلف خيلي کم شده است، اما در عوض آن گروه بودن نيز کاهش يافته. حالا اين آقايان آمدهاند و گفتهاند اگر آن شبکهي اول را بگيريم و فقط بعضي از ارتباطها را تصادفي کنيم (مثلا من با شخصي در شهر مجاور ارتباط دارم)، فاصلهام با يک آدم ديگر (که به طور اتفاقي انتخاب شده است) خيلي سريع کاهش مييابد و ديگر محدود به گروه همسايههايام نيستم. اما از طرف ديگر، اگر اين ارتباطهاي تصادفي کم باشند، هنوز مفهوم گروه بودن باقي خواهد ماند. بعد آنها آمدهاند و نشان دادهاند که خيلي از شبکههاي طبيعي، چنين ساختاري دارد. مثلا شبکهي هنرپيشههاي سينماي آمريکا، اينگونه است و مثلا هر کسي به طور متوسط با 3.6 فاصله با هر هنرپيشهي ديگري ارتباط دارد. جالب اينکه چنين چيزي براي خيلي از سيستمهاي ديگر هم صادق است، مثلا شبکهي توزيع برق آمريکا نيز چنين چيزيست و البته شبکهي عصبيي فلان کرم خاص.
مقاله هم اين است:
D. J. Watts and S. H Strogatz, “Collective dynamics of small-world networks,” Nature, vol. 393, pp. 440-442, 1998.
هممم ... اين خيلي مهم بودها!!! مدتي بود مقاله به اين خوبي نخوانده بودم.
Posted by: SoloGen at May 26, 2004 07:01 AM