گويا روميها از سربازانشان تست بيناييسنجي ميگرفتند و آنهايي را که قدرت بيناييشان ضعيف بوده در صف اول جنگ قرار ميدادند تا به عنوان سرباز پياده نقش ايفا کنند و آنهايي را که دقتشان بالا بوده به پشت صفها منتقل ميکردند تا تيراندازي کنند. براي انتخاب چنين چيزي از ستارهي دوگانهاي در دب اکبر (اگر اشتباه ترجمه نکرده باشم: نام صورت فلکي Big Dipper است و ستارهاش هم Mizar. اگر لنا –يا هر کس ديگري که ميداند- درستاش را بهام بگويد، ممنون ميشوم) استفاده ميکردند. اگر کسي آن را دو ستارهاي ميديد (ستارهي دوم، Alcor نام دارد) چشماناش قوي بود.
حالا نکتهي بامزه و جالب اينجاست که بعد از مدتي اين تست منحصر به فرديي خود را از دست داد چون اکثر آدمهاي نسلهاي بعد ميتوانستند آن دو ستاره را تفکيک کنند. دليلاش هم ساده بود: انتخاب طبيعي و بقاي اصلح!
(حالا جدا شما دو تا ميبينيد؟!)
افزوده: لنا در کامنتها توضيح داده است [افزوده: کامنتهاي اين پست به علت خرابي فني پريد!] که Big Dipper تنها همان هفت ستارهايست که گفته بودم –هماناي که شبيه ملاقه است- ولي دباکبر يا Ursa Major ستارههاي بيشتري را در برميگيرد که آن ملاقه زيرمجموعهشان است. در ضمن نام آن دو ستاره گويا عناق و سها است که يک دوگانهي ظاهري است و گرانششان بر هم اثر (قابل توجه) ندارد (لابد درست شبيه تاثير گرانشيي ميز کامپيوتر من بر آدامس شما).
علاوه بر اينها، پويان نيز نوشتهي جالبي دربارهي نوشتهي من نوشته است(!) که ميخوانيد. اينکه دقيقا چه چيزي است را لو نميدهم.
اممم ... قبول دارم که اين افزودههاياش زياد دارويني نبود. آها ... لازم است بگويم که لنا ميگويد از خوشهي پروين هم براي بيناييسنجي استفاده ميشده است و مهمتر اينکه من هم ميتوانم خوشهي پروين را ببينم (البته با دوربين، خب، بهتر ميبينم!!).