با وجود آنکه چند سال است با MS-Word کار ميکنم، اما همچنان گاهي به چيزهاي جالب و عجيب و غريباي برخورد ميکنم. اکثر مواقع با غرايباي مواجه ميشوم که ميمانم Word اين را از کجاياش در آورده است. بدتر از همه –براي من و امثال من- چيدن شکلها و صفحهبندي است: گاهي پيش ميآيد که با اضافه کردن چند کلمه کل صفحهبنديات به هم ميريزد. مخصوصا اگر دو ستوني بخواهي کار کني. يا شمارهگذاريي شکلهاياش که ديگر آخر اعصابخردکني است. من مدتهاست از شمارهگذاري خودکار استفاده نميکنم و دستي شکلها را شماره ميزنم. يا مثلا واقعهي عجيب و غريباي که چند وقت پيش برايام رخ داد اين بود که وقتي صفحه را ضبط ميکردم مثلا 12 صفحه بود ولي وقتي دوباره بازش ميکردم شده بود 13 صفحه. اينهاياش مرا وادار کرده که جدا به فکر نرمافزار ديگري بيافتم. احتمال دارد بروم سراغ TeX. البته دلام ميخواهد با محيطي WYSIWYG کار کنم. يک موقع بايد بروم سراغاش. اما با وجود همهي اين مصايب، Word گاهي کارهاي خوبي هم ميکند که خوشحالام ميکند. مثلا امروز عصر ياد گرفتم که index درست کنم. منظورم از آنهايي است که مثلا ميگويد لغت "سوسک افريقايي" در صفحههاي 5 و 20 و 133 نوشتهات آمده. هميشه برايام سوال بود که نويسندهها چقدر بيکار هستند که اينها را درست ميکنند (شوخي!). اينکار با Word آسان است. يا مثلا هوس کردم که بالاي صفحههايام headerاي مخصوص هر فصل داشته باشد. چنين کاري هم به آساني ممکن است. حالا دنبال اينام که آيا ميشود يک ليست جداگانهاي از پانوشتهاي (footnote) متن جور کند. معمولا پانوشتها را براي نوشتن ترجمهي لغت فارسي استفاده کردهام. ميخواهم آخرش يک لغتنامه فارسي-انگليسي جور کنم براي فهم درست کلمات فارسياي که هيچ موجودي تا به حال به آن معنا به کارشان نبرده است. با اين همه فکر کنم ترجمههايام قشنگ شده است. يکي از کلمات قشنگاش ترجمهي contribution است. البته دزدي کردهام ولي خوب، کساي که نميداند! ترجمهاش کردهام به ياريبهر. قشنگ نيست؟
word خيلي موجود خنگي است! 3:30 تا 6:30 امروز داشتم روي فرمت اين مقاله کار ميکردم ... يک اندازه فونت عوض ميکردم تمام صفحه به هم ميريخت ... فرمولها را کات و در جاي مناسباش پيست ميکردم ميديدم رفته بالاي صفحه جا خوش کرده! خلاصه اينکه موجود بسي غريبي است اين ورد!
Posted by: Lenium at July 7, 2005 11:09 PMلطفا به من ياد بده که چطوري ميشه عنوان هر فصل را جداگانه گذاشت.
در مورد Footnote ايده خاصي ندارم. شايد بشود يک field برايش تعريف کرد و بعد ليست ازش گرفت.
Posted by: Ramin at July 8, 2005 12:57 AMسلام، منم خیلی وقتها این جور علامت سوال ها برام بوجود میاد... راستی ایندکس درست کردن رو یاد میدی؟! (چشمک)... آه یه چیز دیگه.. من می خوام لینک شما رو تو وبلاگم اضافه کنم... می تونیم با هم تبادل لینک داشته باشیم؟!
منتظر جوابت هستم... بای بای مرد تنها
من که بجز برای تهیه متن فارسی سیگار رو، ببخشید Word رو، به کل ترک کردم. الان یک هفته است با بسته IEEEtran که برای LaTeX تهیه شده ور می رم. ای همچین بگی نگی سرم شده. نتیجه اش که عالیه. به شما هم همین توصیه را می کنم. دست از سر این Word ... بردارید.
من با ورد میتونم کار کنم. هر نوع احتیاجی رو هم از روی help خودش میتونم برآورده کنم ولی روری همه رو از حفظه! تمام شورت کات ها رو بلده. همه چیزای خیلی اسمارتاش رو وارده. همه رو از حفظ!! من اصلا" باورم نمیشه کسی که مثلا" کارش word processing نباشه اینهمه رو بلد باشه. خیلی برام عجبیه ولی خوب ... اینجوریه.
Posted by: هاله at July 9, 2005 12:42 PM
جملهی زير را در ورد کپی و پيست کنيد اتفاق جالبی میافتد، ظاهراً يکی از breadcrumbهاست که يادشون رفته پاکش کنن:
=rand(1,200)
خوب راستش رو بخواهی، من با این چنین ترجمههایی که در کتابها برخورد میکنم برخورد چندان جالبای نخواهم داشت. یک چیزی نوشته که آدم بفهمد یا برود لغت یاد بگیرد؟
Posted by: لرد شارلون at July 9, 2005 11:09 PM