نه طبیعیبودن چیزی حقای ایجاد میکند،
و نه حقبودن معادل طبیعیبودن آن است.
همم، مشکل اصلی من فکر کنم اصولا تعريف "طبيعی" هستش. و بعدش صحبت سر حق و غير حق. مثلا زندگی کردن يه چيز طبيعی يه؟ سکس داشتن يه چيز طبيعی يه؟ غذا خوردن يه چيز طبيعی يه؟ اصلا چيزی به عنوان طبيعی داريم که بعد بشينيم حرف بزنيم طبيعی بودن حقی ايجاد می کنه يا نه؟ چه عواملی طبيعی بودن رو تعريف می کنه؟
(ممنونم از کامنتت راستی. اصولا از کامنت هات استفاده می کنم. خواستی اين تشکر رو پاک کن که خلاف آئين نامه کامنت دونی ات نشه!)
Posted by: خورشيد at December 23, 2005 04:00 AMvali kheili bade adam ye haghi dashte bashe ke tabiee nist!chon mamoolan nemitoone oon haghesho begire
Posted by: sara at December 23, 2005 11:25 AM