April 06, 2006

معیار غرب‌زدگی

داشتم به این فکر می‌کردم که آدم‌ها وقتی شروع می‌کنند به زبان دوم زیر لب فحش‌دادن غرب‌زده‌تر محسوب می‌شوند و یا وقتی در همان زبان دوم جمع و تفریق می‌کنند؟

Posted by SoloGen at April 6, 2006 04:22 AM | TrackBack
Comments

adama waghti gharb zadan ke eftekhar konan be zabane dige fohsh bedan ya zarbo taghsim konan albate az nazare in haghir.

Posted by: nakisa at April 6, 2006 04:50 AM

به نظرم وقتی جمع و تفريق می‌کنند. چون در حالت کلی آدم‌ها اولين چيزهايی که از يک زبان دوم ياد می‌گيرند، فحش‌های‌اش است! :D

Posted by: لرد شارلون at April 6, 2006 06:22 AM

من هم فکر می کنم حساب و کتاب و جمع و تفريق نشانه بهتری است برای غربزدگی!

Posted by: Parastoo at April 6, 2006 07:09 AM

سلام . به آدرس میلتون میل فرستادم ، اما نشد ! :(

Posted by: sigh at April 6, 2006 09:54 AM

از اون لحاظي كه شما گفتي اره

Posted by: امير حسين at April 6, 2006 12:32 PM

میگن ادمایی که از نظر روانشنساسی شنیداری هستند با خودشون حرف میزنند!به غرب و شرق ربطی نداره!!!

Posted by: narges at April 6, 2006 01:11 PM

با عرض سلام ، مدت 36 سال است مقیم خارج هستم ، لطفأ شما بفرمائید ، مفهوم غرب زدگی یعنی چی . خدایشان بیامرزد ، اصطلاح غرب زدگی را جلال آل احمد در دهان مردم انداخت ، بدون ایکه اصلأ خودش غرب را بشناسد .

Posted by: کاظنم رنجبر at April 6, 2006 01:48 PM

اگه با اين كلمه غرب زده مشكل نداشتم راحت تر جواب ميدادم!ولي با اين حال هميشه معتقد بودم استفاده از لغات انگليسي بستگي به شخصيت طرف داره.يكي از رو جو گرفتگي هست و يكي از رو عادت.نميشه همه رو به يه چوب زد.ولي فحش دادن نماد بهتريه.چون اكثر ملت ما بلد شدن به انگليسي فحش بدن.حداقل اف وورد رو بلد هستن.ولي عده ي خيلي كمي-مگر تحصيل كرده ها-بلدن به انگليسي حساب كتاب بكنن.نتيجه با خودت...باي!!!!

Posted by: مريم مهتدي at April 6, 2006 06:15 PM

توضیح کلی: این نوشته طنز بود! ضدخاطرات همیشه رگه‌هایی از طنز دارد. اما وقتی کس‌ای پابرهنه واردش می‌شود، ممکن است طنزش دیده نشود.
به نکیسا: احتمال دارد همین باشد که شما می‌گویید.
به لرد: نظر من هم همین است!
به پرستو: موافق‌ام!
به sigh: برای‌تان نامه فرستادم.
به امیرحسین: ممنون که درک کردید مرا!
به نرگس: یعنی شما هیچ‌وقت با خودتان حرف نمی‌زنید؟ این‌طوری بگویم: اگر ببینید یک نفر آن طرف خیابان محکم زمین خورد، چه می‌کنید؟ نگاه‌اش می‌کنید یا مثلا می‌گویید "بیچاره!!" (یا اگر غرب‌زده باشید، می‌گویید oh
shit!). فرض کنید هیچ‌کس‌ای هم‌راه‌تان نیست.
به کاظم رنجبر: ظاهر نوشته‌ام را بیش از حد جدی گرفتید. دل‌ام نمی‌خواست/نمی‌خواهد درگیر بحث‌های کم‌حاصل روشن‌فکران دهه‌ی چهل و پنجاه شوم. اما راست‌اش را بخواهید ارتباط سه بخش "مدت 36 سال است مقیم خارج هستم ، لطفأ شما بفرمائید ، مفهوم غرب زدگی یعنی چی" دقیقا چیست. سه گزاره‌ی مستقل نبودند؟

Posted by: SoloGen at April 6, 2006 06:16 PM

به مریم مهتدی: مشکل نداشته باشید با آن کلمه. حساب و کتاب به انگلیسی ... اممم ... در واقع این سوال مطرح می‌شود: انسان با چه زبانی فکر می‌کند یا اصلا آیا با زبانی فکر می‌کند یا نه؟

Posted by: SoloGen at April 6, 2006 08:06 PM

باز دير رسيدم :(
آقا من مي خواستم بگم چرا حالا اسمشو بذاريم غربزدگي؟! يه كم ژست و اداست كه همه مون كمابيش داريم :)

Posted by: از زندگي at April 7, 2006 01:35 AM

دیگه از دست رفتی امیدی بهت نیست! غرب زده شدی رفتی پی کارت!

Posted by: بنفشه at April 7, 2006 05:16 AM

فکر کنم موقعی که با دوست پسرشم اینگلیسی صحبت کنه!

Posted by: Nazanin at April 7, 2006 11:45 AM

به از زندگی: ژست و ادا! حرف خوبی است. اصلا آدم‌ها با همین ژست و اداهای‌شان شناخته می‌شوند. غرب‌زدگی را هم زیاد جدی نگیرید.
به بنفشه: آره! از دست‌رفته شده‌ام.
به نازنین: حالا اگر دوست پسر طرف، انگلیسی‌زبان بود چه؟!

Posted by: SoloGen at April 7, 2006 09:14 PM

lol! اونوقت دیگه آخر غرب زدگیه!

Posted by: nazanin at April 7, 2006 09:43 PM

وقتي به زبان خارجي خواب ببينه. من يك پسرعمه دارم كه مي‌گه خواب جاده‌ها و ده‌كوره‌هاي ايران رو مي‌بينه ( جايي كه بزرگ شده) ولي همة تابلوها به انگليسي‌اند و همه دهاتيها توي خوابش به انگليسي حرف مي‌زنند، خيلي جالبه نه؟

Posted by: saraس at April 7, 2006 10:30 PM
Post a comment









Remember personal info?