بعضیها نامهپراکناند. از مصائب ج.ا. و کارها و عکسهای جدید الفنون برایات نامه و خبر میآورند. ازشان میخواهی کمک کنند تا این بیانیه امضادار شود. ناپدید میشوند. نتیجهاش از کارهایشان نمیبینی. چرا؟ شاید هم نمیشوند ولی تنها برای تو نمیفرستند. پس اگر اینطور است چرا من کمتر اسم دوستانام را در لیست امضاها میبینم؟
پ.ن: تو از منافقان خوشات نمیآید (یعنی مشکلی نداری سازمان مجاهدین خلق را چون ج.ا. منافق بنامی). به بیگناه بودن طرف هم شک داشتهای. جنایاتشان را از نزدیک دیدهای. اما فعلا نمیخواهی کسای اعدام شود. پس تلاش میکنی. نمیگویم خیلی زیاد. اندک. یکی دو نوشته در وبلاگ، سه چهار نامه به این طرف و آن طرف. وقی همشهریی مجازیمان به طعنه میگوید که اینک احساس غرور میکند که کمپین مجازی راه انداخته، من کاملا با او موافق نمیتوانم باشم. درست است که این کمپین -و بسیاری مشابههایاش- مجازیاند، اما خب، این را هم نباید فراموش کرد که خیلیها حاضر نیستند بیشتر از همین یک امضا وقت/هزینه بدهند. درست است که شال و کلاه کردن بسیار برتر از فریاد اعتراض آدمها در اتاق خوابشان است، اما سکوتکردن بدتر از هر دو است.
من در مورد خودم بگويم، من به امضاهاي اينترنتي اعتقاد ندارم. به نظرم سرکاري است. اعتراض بايد علني باشد. اگر جراتاش را ندارم علني اعتراض کنم، خودم را با امضاي اينترنتي يک طومار سرگرم نميکنم.
---
۱-همانطور که گفتم سکوت بدتر از فریاد در اتاق شخصی است. من اینطور فکر میکنم.
۲-امضاهای اینترنتی به نظر میآید مثبت بودهاند (با اینکه شاید اثباتاش آسان نباشد).
(سولوژن)
به طور کلی يا در واقع مبهم(!) موافقام، ولی نه با جزئيات. اگر کسی درد را بداند و از مشکل مطلع باشد، و نتواند شال و کلاه کند، به نظرم سکوت اگر بهتر از داد و فرياد و اعتراض در اتاق خواب نباشد، چندان بدتر هم نيست. حرفات در صورتای که انتخاب بين "اعتراض در اتاق خواب" و "سکوتِ همراه با نادانی" باشد، مسلماً کاملاً مورد قبول من است.
امضاهای اينترنتای و کلاً محيط مجازی، حتی به نظرم از اين جهت بد، مضر و خطرناک است که توهم "انجام کاری" را برای شخص مربوطه به وجود میآورد. به طور مشخص، بسياری کسان که وبلاگ مینويسند، دچار اين توهم بودند و هنوز هم يک تعدادشان هستند.
---
من کاملا قبول دارم دایرهی گسترهی فعالیتهای اینترنتی محدود است - چه چیزی محدود نیست؟ اما محدود به چه؟ ما ایرانیان به کمک اینترنت نمیتوانیم انقلاب کنیم، یا نتایج ریاست جمهوری را نیز نمیتوانیم عوض کنیم، اما شاید کارهای دیگری را بتوانیم بکنیم. یکی از این کارها این است که با سازمانهایی که زورشان تا حدی میرسد ارتباط داشته باشیم و فکر کنم اینکار را خوب انجام میدهیم و تاثیر هم دارد.
راستی یک چیزی در مورد سکوت ... چرا سکوت همراه با دانایی الزاما بهتر است؟ به این دلیل که توهم انجام کاری ایجاد نمیکنند؟ میخواهم بپرسم در ۲۵ سال پس از انقلاب شکوهمند که اینترنت چندان مورد استفاده نبود چه فعالیت مفیدی انجام شد؟ به هر حال اکثر آدمها سکوت کرده بودند و خیلیهایشان میدانستند مشکل از کجاست (حداقل تا حدودی).
مشکلام این است که گزینهی بهتر آدمهای ساکت چیست؟ منتظر کدامین اتفاقاند؟
(سولوژن)
اين سيستم جديدت که انتهاي کامنت، جوابيه مينويسي خيلي خوب نيست. آدم قاطي پاتي ميکند...
Posted by: Ramin at May 13, 2006 11:06 PMچشم! (: دیگر این شیوه را ادامه نمیدهم.
Posted by: SoloGen at May 14, 2006 12:17 AMسلام
قبلا ازت یک بار خواسته بودم بازم خواهش می کنم: لطف کن بگو با هم کی و کجا آشنا بودیم. یا اصلا بودیم؟
من انگار حافظه ام از دست رفته !!!
سولوژن جان - برای من اصلا" مهم نیست نفر بعدی در مورد سر به دیوار کوبیدنهای من چه فکر میکند. سر خودم است و انقدر به دیوار میکوبماش تا هلاک بشم. به همین سادگی.
اگر هم کاریست خنده دار یا عبث باز انقدر میکنم تا هلاک بشم. وقتی کاری رو برای خوشآیند و تشویق دیگری نکنی به همان ترتیب مهم هم نیست اگر مزمت بشوی یا مایهی تمسخر. جدا" مهم نیست.
راستی سولوژن جان ممکن است خیلیها فراتر از همین امضا هم بروند هر روزه در زندگی خارج از وبلاگشان - تمام ابعاد زندگی یک فرد که در وبلاگاش منعکس نمیشود - برای من این مهم نیست که کسی فکر کند من با پیژامه پشت کامپیوتر نشستهام میخواهم انقلاب کنم، برای من مهم است که بدانم یک قدم، یک قدم بسیار کوچک، در جهتی انسانی و وجدانی برداشتهام. این برایام از همه چیز مهمتر است، حتی از بچهام. این یک قدم میتونه امضای یک طومار باشه، میتونه همراهی با یک آدم مریض و سرمازده کنار خیابان باشه یا میتونه تلاش برای یافتن سگی باشه که حکایت گمشدناش رو شنیدی و از ترس زیر ماشین رفتناش تمام خیابانهای دور و بر رو با پای برهنه زیر پا گذاشته باشی. اینها برای من مهم است.
Posted by: هاله at May 15, 2006 01:17 AMدرود بر هاله! (:
Posted by: SoloGen at May 16, 2006 10:44 AMمسئله فقط نتیجه دار بودن اعتراض ها نیست . نفس اعتراض به ستمگری ارزشمند است حتی اگر هیچ امیدی به موفقیت نباشد .از این هم که بگذریم شما خوب نوشته اید . " سکوت بدتر از فریاد در اتاق شخصی است"
Posted by: mekabiz at May 18, 2006 05:23 PM