راست است میگویند قشونکشیی اسکندر به ایران فقط به خاطر یک دختر خوشگل ایرانی بوده است که بعدا پدر همه را هم در آورد؟
راست است میگویند اولین جنگ بنیبشر سر یک موز بود؟ موزی که باعث شد قابیل با بیل هابیل را بکشد؟
و راست است میگویند شیرازیها تنبلاند و تاکنون در هیچ جنگ واقعیای شرکت فعال نداشتهاند؟
اینچطور: دلیل اصلیی جنگ جهانیی اول این بود که رابطهی نایکوئیست هنوز به دست نیامده بود و در نتیجه خط رو خط افتاده بود و بعضیها چیزهایی را که نمیبایست بشنوند خشخشدار شنیده بودند؟
آقا! خانم! راست است میگویند یازده سپتامبر اصلا کلاش الکی است؟ امریکا خودش زده برج را آورده پایین تا بهانه داشته باشد برای فتح دنیا؟
خانم! آقا! تو را به خدا به من بگویید که دلیل اصلیی جنگ جهانیی دوم نپذیرفتهشدن هیتلر در آکادمیی نقاشیی وین نبوده است.
و ۱۸ تیر: راست است بعضیها میگویند همه چیز از بستن یک روزنامه شروع شد و به یک ماشین ریشتراشی ختم شد؟
یکی به من بگوید اشتباه میکنم که ناصرالدین شاه پنجاه و هفت هزار و صد و بیست و سه کیلومتر مربع از ایرانزمین را به اجانب بخشید تا برود فرنگ را ببیند.
آقایان! خانمها! راست است قرار است ایرانزمین سه شقه شود به خاطر یک "نمنه"؟! نه! جان زنعمهتان واقعیتاش را به من بگویید. واقعا قصد چنین کاری دارید؟
البته در بسیاری موارد علت اولیهی حوادث شاید خیلی کوچک باشد، اما نکتهی مهم این است که زمینهی اوجگیری وجود دارد و آتش زیر خاکستری وجود دارد که با همین یک جرقه آمادهی شعلهور شدن است.
مهم این نیست که تکهی اولیهی آفرینندهی بهمن چه قدر بزرگ باشد، مهم این است که در طول راه چه حجمی از محیط امادگی همراهی با آن را دارند.(این مثال هم به خاطر سالگرد عملیات خرمشهر است)
به هر حال وقتی حادثهای کوچک میتواند چنین موج مهیبی را ایجاد کند، نشان از خیلی چیزهای مهم دارد. مهدی جامی نشانهشناس را میخواهد که ان را تحلیل کند.
چاکریم!
سوالهاي سخت ميپرسي. هابيل و قابيل را به نقل از ابوبكر عتيق نيشابوري گوش كن:
و آن آن بود كه آدم را از حوا بيست حمل -و به روايتي صدوبيست حمل- فرزند آمد -هر حملي پسري و دختري. حق فرمود كه دختري كه از يك شكم بود به پسري دهد كه از ديگر شكم آمده بود. و قابيل و اقليما هر دو از يك شكم آمده بودند و هابيل و ليوزا به يك شكم زاده بودند. هابيل و ليوزا جمالي نداشتند و قابيل و اقليما به غايت واجمال بودند.
خداي آدم را فرمود تا اقليما به هابيل دهد و ليوزا را به قابيل دهد.
خلاصه اين كه قابيل شاكي ميشه و قرار ميشه جفتي قرباني كنند، هركدام را كه خدا قبول كرد دختره بشه مال او. هابيل برد و
[قابيل] در روي مادر و پدر و برادران خجل شد و كين در دل گرفت و مر هابيل را گفت «من تو را بكشم».
اين طوري.
Posted by: آيدين at May 25, 2006 02:22 AMاین جمله رو بارها تکرار کردم این عین سادگیه که بخوایم برداشت کنیم یه نمنه خالی باعث این همه اتفاق شده. این سر باز کردن یه زخم کهنه است که عفونی شده.
Posted by: آفساید at May 25, 2006 05:39 AMمگه کم دلیلیه؟ پس غیرت و ناموس و رگ گردن و تعصبمون کجا رفته؟! ما بالاخره باید نشون بدیم مسائل مهم چی هستن و مسایل بی اهمیت چی. چرا فکر میکنی بیرون کردن قشون قشون استادا از دانشگاه تهرون چیز مهمیه یا مثلا بمبارون نیروگاههای حق مسلم ما باید اولویت داشته باشه به نمنه؟! هان؟! جواب بده. نمنه؟!!!!!!!!!
Posted by: sirous at May 25, 2006 06:49 AMبه محسن مومنی: بله! سیستمهای آشوبین همیناند دیگر. اثر بال پروانهای را که همه دیگر شنیدهاند. در مورد تحلیلاش ترجیح میدهم یک دانشمند این سیستم دینامیکیی اجتماعی را تحلیل کند.
به آیدین: خوشحالام که اینجا میبینمات و ممنونام که برایام این را نوشتهای. اگر خوب بررسی کنیم و به منابع تاریخی نگاه بکنیم میبینیم دلیل ارایه شده برای جنگ جهانیی اول و دوم و حملهی اسکندر و غیره نیز شبیه به دلیل موز برای هابیل و قابیل است. اما مگر فرقی میکند؟
به آفساید: فکر کردم واضح است. راستاش وبلاگ شما را که دیدم و پست آخرتان را بدجوری تنم لرزید.
به سیروس: ممنون! دقیقا همین است. (;
بی ربطه ولی ...
من هم خوشحالم که آیدین رو اینجا می بینم!
سولوژن عزیز ... قضیه فقط یک نمنه ساده نیست ... این کاریکاتور نقطه بحرانی ماجراست ... مسخره کردن ترکها اینقدر باب شده که دیگر به عنوان یک روال عادی توی جامعه جا افتاده! و هر آدمی یک زمانی به "بسه!" ی زندگیاش میرسد!
اشکال ما آدمها این است که هیچزمان خودمان را جای فرد مقابلمان نمیگذاریم ... این نمنه یک تلنگر کوچک روی یک زخم عمیق و کهنه بود.
ماها خیلی راحت به خودمان اجازه میدهیم دیگران را مسخره کنیم ... تکتکمان
من هم نظر لنیوم را دارم.
در ضمن اگه عمه شون هم جنس باز نبود چی؟
به هر صورت خیلی خیلی کم اند عمه هایی که زن می گیرند. بیشترشان شوهر می کنند.
به لينوم: نمنه؟
به سولوژن: شايد اينهايي که گفتي باشد... بال پروانهاي است ماجرا...
Posted by: Ramin at May 26, 2006 06:29 AMآره راسته...تازه بد تر اینهاشم هست.هرچی میکشيم ناشی از خريت ها و کمپلکس های موجودیه به نام آدميزاد!!
Posted by: delphica at May 26, 2006 07:29 AMبه لنیوم: من ترجیح میدهم این نمنه را نه یک تلنگر کوچک برای رنجهای ملت که بهانهای بزرگ برای سوء استفادهکنندگان بدانم.
به رامین: اوهوم ... احتمالا این پست راجع به همین است.
به دلفیکا: البته انتخاب دیگری هم نداریم، داریم؟ اگر موجودی از خودش خسته شود باید چه کار کند؟
در اين مملکت براي مردم عادي استفاده اي وجود نداره که بخواد ازش سوئ استفاده بشه. بله، يک عدهاي که به آذري بودنشون بيشتر از ايراني بودنشون دلبستگي دارند يک اتفاق کم اهميت رو غنيمت شمردند و آشوبي راه انداختند. واضحه که اقلا براي رييس روساي آشوبگران موضوع کاريکاتور بهانه اي بيشتر نبود و قصد، به راه انداختن آشوبي براي تجزيه مملکت . ولي من شخصا استفاده از اين بهانه رو سوئ استفاده نميدونم. واقعيت اينه که مملکت ايران به آخر خط رسيده و هيچ اميدي به اصلاحش نميره در چنين شرايط منطقي ترين کار براي قوميت هايي که چندان دلبستگي هم به اين خاک ندارند اينه که از اين موجود در حال احتضار جدا بشن. به نظرم اين کار کاملا منطقيه و به هيچ وجه نميشه اسم سوئ استفاده رو روش گذاشت.
حس وطن دوستي در مني که از ۵ سالگي با تاريخ اين مملکت زندگي کردهام و هميمشه جانم از ياد گذشتگان شريف ايران نيرو گرفته، به شدت تضعيف شده. با اين وجود از يک بچه تبريزي که فکر مي کنه تبريز اولين خاستگاه انسان متمدن بوده چه انتظاري ميشه داشت.
نظر قشقرق را که خواندم متأسف شدم که چنين نظری دارد و اين نظر کاملاً هم درست است! تا حدود بسياری با آن موافقام.
آدمها قبل از اين که برايشان مهم باشد که ايران سه تکه میشود يا جر واجر، اين برایشان مهم است که يک سری ملزومات اوليهی زندهگی را داشته باشند. حالا میخواهد جزو پيشروان تمدن بشری محسوب شوند، يا قومای مجعول با تاريخ استقلال قرن بيست و يکام. اين را هم حقای کاملاً طبيعی و بالاتر از آن، کاملاً عادی میدانم. متأسفانه. اميدوارم اين قسمت باقیمانده از اين کهن سرزمين از اين گرداب جان به سلامت برد، حيفاش است؛ اما آدمها میخواهند زندهگی کنند. از يک جهت، کسی را برای داشتن زندهگی بهتر به کشور ديگری مهاجرت میکند با کسانی که برای داشتن زندهگی بهتر به دنبال استقلال هستند همسان میدانم.
درود بر قشقرق و لرد بزرگ! موافقم با لرد بزرگ در مورد مساوي بودن تقسيم سرزميني با فرار مغزپختگي. با قشقرق هم در اين زمينه مخالفام که ايران به آخر خط رسيده...
يه ضربالمثل اوگاندايي ميگه هر وقت فکر کردي شرايط از اين بدتر نميشه اشتباه ميکنم صبر کن تا سرت بياد ميفهمي(: يه ضربالمثل ساحلعاجي هم مي گه هر وقت فکر کردي شرايط از اين بدتر نميشه و به آخر خط رسيدي اشتباه ميکني، چون مردن از همه اينها بدتر است و وقتي داري فکر ميکنم نشان دهنده اين است که هنوز زندهاي و اين دور باطل است و حکم ثابت است. صلوات!
Posted by: Ramin at May 26, 2006 03:26 PMدو تن از شهروندان مشگين شهر در استان اردبيل طی گفتگو با بخش فارسی بی بی سی از کشته شدن يکی از بستگان خود به نام جليل عابدی طی اين نا آراميها خبر داده اند که به گفته آنان در ساعت نه و نيم پنجشنبه شب گذشته (چهارم خرداد) جان خود را از دست داده است.
به گفته آنان، جليل عابدی هنگامی که در تظاهرات شرکت داشته هدف گلوله قرار گرفته و به علت اصابت گلوله به سر وی، درجا کشته شده است.
Posted by: Hamid at May 26, 2006 04:54 PMسولو عزیز خیلی خوش باوری سه شقه چیه؟!!!!!!!!!!کردستان از یه طرف.سیستان بلئچستان از یه طرف.خوزستان از یه طرف.اذربایجان از یه طرف .تنها چیزی که این وسط میمونه اصفهانو تهرانه که از این به بعد باید ایران خوانده شود
Posted by: مشتق پریا at May 27, 2006 01:17 AMآمریکا چیه؟
یه عمر در گوشمون خوندن که آمریکا شیطان بزرگه.
یه بار بهمون نگفتن که چهل کشور در یک قاره تصمیم گرفتند متحد بشوند و آمریکا بوجود آمد (لطفاً با کمی اغماض برخورد کنید و ملا لغتی نشوید)
انگلستان چیه؟
یه عمر در گوشمون خوندن که انگلیس روباه پیر استعماره.
یه بار بهمون نگفتن که سه کشور در یک جزیره تصمیم گرفتند متحد بشوند و انگلیس بوجود آمد (به کتاب the wealth of nations که سنگ زیربنای سرمایه داری است مراجعه شود)
شوروی چی بود؟
یه عمر در گوشمون خوندن که مظهر الحاد و مبارزه با دین به عنوان افیون توده ها.
یه بار بهمون نگفتن که چند جمهوری با هم متحد شدن تا روسیه شکل گرفت.
خودمون هم که کوریم و نمی بینیم که اروپا مرزها رو برداشته تا عبور سرمایه و نیروی انسانی رو تسهیل کنه.
ما احمقهای جهان سوم باید همیشه در خلاف جهت آب حرکت کنیم. از اختلافات بین فرق اسلامی گرفته تا اختلافات زبانی و قومی تا رقابت بر سر جزایر سه گانه...
روسیه --> شوروی ! OOPS
Posted by: ali at May 27, 2006 01:40 AM1-تا وقتي از اقوام آذري نباشيم نمي توانيم بفهميم لهجه و زبانت رامسخره كردن يعني چه؟سوژه جوكهاي هموطنانت بودن يعني چه؟حتي سوژه كاريكاتور يك روزنامه ملي وطنت بودن يعني چه؟
2-تا وقتي يك روزنامه نگار نباشيم نمي توانيم بفهميم امنيت شغلي نداشتن يعني چه؟ مجبور به سانسور شدن يعني چه؟بزگ كردن اشتباهت يعني چه؟دانستن حق مسلم ماست يعني چه؟(ببخشيد!!! انرژي هسته اي)!!! تازه همه كاسه كوزه ها رو تو سر تو خراب كردن يعني چه؟
3-قضاوتي درست و كامل نه در خور ما "آدميان" است ونه اين جهان عرصه اي براي آن... و آن "اخلاقي است در خور خدايان".
4- ما آدميان ناچار به قضاوت هستيم براي بهترين "قضاوت ممكن" فقط نبايد شلوغش كنيم!!! شورش را درآوريم!!! خطابه ها سردهيم!!!!كاري كه ما ايرانيان!(به كسي بر نخورد يا لااقل به همه بر بخورد)!!!مثل من!! استادش هستيم
شورش را درآوردم !!!پس يك ايراني هستم!!!!