از خیلی چیزها میخواهم بنویسم ولی نمیدانم چرا نمیشود و نمیتوانم افکارم را جمع و جور کنم. بیایید ببینیم میتوانم راه به جایی ببرم یا نه:
-ناراحتام از اینکه وضعیت آذربایجانِ ایران اینگونه آشفته شده است. میشنوم که آدمهایی کشته شدهاند، مردمی زخمی شدهاند و بانکهایی آتش زده شدهاند.
-متاسفم که مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر به خاطر یک کاریکاتور در زنداناند. نمیخواهم قضاوت کنم که آیا آن کاریکاتور توهینبرانگیز بود یا خیر؛ آذریها نظر بدهند بهتر است. اما تقریبا مطمئنام که آن کاریکاتور توهینبرانگیزترین چیزی نبود که مردم در آن روز مواجهاش شدند.
-حدس میزنم ماجرا بیش از آنکه جنبشای کاملا مردمی باشد، بر اثر تحریک عدهای (چه پانترک باشند و چه تجزیه طلبهای ضد حکومت و چه ...) به وجود آمده است. این بگیریم توهین برخلاف توهینهای شفاهی و یا حتی تصویری، توهینای مکتوب بود. مکتوببودناش باعث شده کسانی که بخواهند از آن سوءاستفاده کنند راحتتر بتوانند رویاش مانور بدهند.
-در مورد سوء استفاده بودن یا نبودن (که قشقرق به آن اشاره کرد) باید ببینیم تابع هزینه از سوی چه کسای تعریف شده است. منای که دلام نمیخواهد وطن چندپاره شود (پس سوء استفاده است)، اویی که استقلال میطلبد (پس استفاده است) و یا مردمای که به سادگی خشمگین میشوند (و نمیدانم استفادهای میبرند یا نه. اویی که میمیرید به هر حال بعید است بهرهای ببرد مگر اینکه شهید بنامندش و شهید بپذیرندش).
-چند جایی خواندهام که از شورش آذریها تعجب کردهاند و آن را اشتباه خواندهاند. موافقام. اما مشکل از نظر من، و برخلاف خیلیهای دیگر، از آذری بودن ایشان نیست. تودهی مردم کم و بیش مجموعهای سادهاندیشاند. کافی است رگ خوابشان را به دست بیاوری و همراه خودت کنی. اگر سخنور خوبی باشی یا با ذکر مصیبت، یا با یادآوریی نان غایب بر سفرهشان و یا بیان آزادیهای از دست رفتهشان میتوانی مردم را همراه خودت کنی. آدمهایی که چنین کاری را خوب بلدند میشوند رهبران حرکتها و قیامها.
-مجموعه مردمانای که به تهرانیها مشهورند نیز مگر همینگونه نبودند؟ قیام روزهای بعد ۱۸ تیر را که به خاطر داریم. بیشترین سرکوبها به دلیل این بود که عدهای وسوسه شدند به خیابانها بریزند و همه جا را سر راهشان خراب کنند. نظرم را در موردشان نمیگویم اما میخواهم تنها به این اشاره کنم که آنها هم همینگونه رفتار کرده بودند که آذریها میکنند.
-تودهی مردم مجموعهای بیشکل از آدمیان است که با توجه به "متن" مورد بررسی تعریفاش عوض میشود.
-نمیگویم این تهییج عمومی بد است. یک ویژگیی آدمیزادی است. من نیز ممکن است تهییج شوم و توی خواننده نیز. شاید نتوان مرا سر یک کاریکاتور و توهین قومی تهییج کرد، اما مگر چیزهای دیگر وجود ندارد؟ (شاید هم بتوان! مثلا اگر یک امریکایی الان به ایرانیان بد بگوید، تقریبا مطمئنم که از او به عنوان نژادپرست شکایت خواهم کرد.)
-همهی حرفها گفته شد؟ نه! مانده ... مانده!
-اگر بندهای پیش در تخفیف گناه مردمان مر آتشزدن به زندگیشان بود، معنایاش این نیست که من چنین حرکاتای را دوست میدارم. برایام همیشه تاسفبار بوده است که مردمانمان خیلی وقتها بدترین انتخابهای ممکن را برای حل مشکلات انجام میدهند: سکوت در مقابل اصولگراشدن انقلاب، تسخیر سفارت امریکا، فشار نیاوردن به خاتمی، سکوت در هنگام نیاز جنبش دانشجویی، انتــخابات اخیر، هورا کشیدن برای الـفنون و غیره.
میخواستم در مورد آذریان بیشتر بنویسم، اما بهتر است موکولاش کنم به زمانای دیگر. میخواهم از منظری تکاملی موضوع را بررسی کنم. (: اما پیش از خداحافظی(!) لازم است بگویم که من دوستان ترک (با درجات مختلف از ۱۰۰ درصد تا ۰ درصد) دارم و همهشان را نیز دوست دارم (این آخرش شبیه به "بیایید با هم متحد شویم!" شد.)
الفنون رو عشقه!
نميدانم چرا هر چه ميگذره حساسيتام نسبت به سرنوشت مملکتام کمتر ميشه و نسبت به سرنوشت خودم بيشتر. کمکم دارم ميفهمم مردمي که فقط جلوي پاي خودشان را ميبينند در ذهنشان چه ميگذره.
براي اينکه آتش دعوا بين قوميتها در اين وبلاگ بيشتر بشه بايد بگويم که من هم دوستان ترک (آذري زبان) زيادي دارم که خيلي هم دوستشان دارم. اصولا من به آذربايجانيها ارادت دارم چون بالاخره تو اين مملکت که همه نشستهاند يه کاري ميکنند. هرچند اشتباه بکنند. بين اين قوميتها من از اصفهانيها است که خيري نديدم. ببخشيد خلاصه.... اما سولوژن شون به دليل فاصله اقليدسي مناسب استثنا است.(:
.... آمم... اميدوارم مردم برره هم بالاخره بفهمند که راه اعتراض شکستن در پنجره خانه خودشان نيست(:
Posted by: Ramin at May 28, 2006 07:35 AMخبر هاي تکميلي حاکيست بعد از اين که آقا پاپ سولوژنوس اول اين جمله را فرمودند که:"من خود يک ترک نيستم ولي ترک ها را دوست دارم" جو سنگيني بر تمام مناطق ترک نشين حاکم شده و تمام دودستگي هاي قومي مذهبي به جهت روشنگري هاي آقا به طرفه العيني زايل گرديده . همچنين جمع کثيري از ارادتمندان آقا براي تجديد بيعت با ايشان از اقصا نقاط آذربايجان عازم بلاد کفر شدهاند.
به نقل از پاپ پرس
Posted by: Gheshgheregh at May 28, 2006 10:52 AMسلام.انتهای متن جالب بود .باعث شد علی رغم تلخی حرف ها اخرش یه لبخند بزنم.
Posted by: golbahar at May 28, 2006 12:15 PMبا روح سخن شما موافقم. متن خوبي بود.(البته نمي دانم سخن شما با فيلتر ذهن من تطبيق پيدا كرد يا فيلتر ذهن من با سخن شما... هرچه كه بود قابل تطبيق بود.)
Posted by: صفر عينك at May 28, 2006 11:28 PM